استفاده از مطالب و تصاویر پایین اینینگ ۹، به شرط ذکر نام و لینک این بلاگ، آزاد میباشد.

۱۳۹۰ آبان ۳۰, دوشنبه

چرت و پرتهایی که شبها منو بیدار نگه میداره ...


میگما ...
-حالا به فرض این که بخاطر اینکه سمنان اسپانسرش را نگه داره یک بازی بین سمنان و تیم دوم لیگ جنوب گذاشتند ... اگه سمنان باخت چی‌؟ دوباره بازی کنند؟ دوباره باخت چی‌؟ سه باره؟ یک چیزی ته دل‌ من میگه مشکلات اسپانسر سمنان فراتر از موضوع بالا نرفتن این تیمه!
-راستی‌یادم شد یه چی‌ بگم
... اسمش این بود که همه تیمهای سافتبال به جز خورموج تو مسابقات مربی‌ مرد داشتند ... حالا بگذریم از اینکه ما خودمون شاهد بودیم که در بازی فینال یکی‌ از مسولین کمیته فنی‌ مسابقات سر زمین از فاصله نزدیکتر از ما تبعیدیها، تیم خورموج را مربیگری میکرد ... حالا کاشف به عمل آمده که ایشان آخر شبها هم به محوطه خوابگاه میرفته و برای تیم خورموج سخنرانی می‌کرده ... خدا رو شکر ... چون اگر راهنماییهای این استاد گرانقدر سافتبال نبود ممکن بود توی فینال هم تیم خورموج مثل دور مقدماتی البرز را شکست بده!
-راستی‌ چرا بعضیها انقدر بزدل هستند؟ بابا حرفی‌، نظری داری خوب بیا به اسم خودت تو این بلاگ‌ها بگو ... انتقاد کن، راه حل نشون بده ... بجز ۲-۳ نفر بقیه پشت اسمهای احمقانه قایم شدند ...... بیسبال جو ... کشته بیسبال ... شهید راه بیسبال ... ملیپوش(حالا طرف تو تیم خودش هم ذخیرهست ها) ... همه را هم به کمکاری و حق کشی متهم میکنند ... یکی‌ نیست بگه آخه ترسو، اگر تو یک سر سوزن اعتبار تو بیسبال یا سافتبال داری و کوچکترین کاری در عمرت برای بیسبال کردی، خوب اسمتو بذار ازت تقدیر کنیم ...یادمه ۳-۴ ماه پیش یکی‌ هی‌ گیر میداد به من تو قسمت نظرات ... بهش میگم چرا اسمتو نمیدی، میگه "من برای نجات بیسبال اسممو نمیدم ..." ... حالا افشا شدن اسم ایشون چه جوری بیسبال رو به خطر میندازه خدا می‌دونه!
-یک آمار بگیریم ببینیم از موقعی که در جهت "توسعه و پیشرفت"، سافتبال بانوان را از بند مربیان مرد آزاد کردند، چند جلسه تمرین در هر استان برگزار شده؟
-آقایون ... خانوما ... یکیتون بیاد یک چیزی را برای من روشن کنه... اگه من بگم تیمم ۱۰ دفعه قهرمان شده، آدم "مغروری" هستم ولی‌ اگر یکی‌ بگه تیمم باید ۱۰ دفعه قهرمان میشد و حقشو خوردند، آدم مغروری نیست؟ ... من دارم یک حقیقتی را بیان می‌کنم ... اون یکی‌ داره میگه من کار ندارم کی‌ اول شد ... حق من بوده ... بعد من مغرورم؟ ...آره؟ ....آره؟... پس حالا که اینجور شد ...خوب کردم!
-چه جوری که  وقتی‌ یک تیم بعد از چند سال اول میشه  "به حقش رسیده" ولی‌ وقتی‌ می‌بازه"حقش نبود" ...چرا ما همیشه طلبکاریم؟ یعنی‌ همیشه حقمونه؟
-وسط بازی داور تایم داده میگه به بازیکنت بگو باید با کلاه بره توی زمین ... میگم چرا؟ ... میگه کلاه جزو یونیفرم تیم بیسباله ... میگم یونیفرم به معنای "متحد الشکل" دیگه ... میگه آره ... میگم خب اینا که هر کدوم کلاهاشون یک شکله ... یکی‌ نوشته بوستون، یکی‌ البرز، یکی‌ جلوش فلزیه مثل این رَپیها، یکی‌ نوشته سامسونگ، یکی‌ لیوایز ... میگه من اینا حالیم نیست ... یه کلاه بهش بده جلوش آفتابگیر داشته باشه حالا میخواد مال مَدونا باشه ... راستی‌ وقتی‌ یک تیم به اندازه بازیکنها کلاه نداره، بهتر نیست قانون بذاریم هیچکدوم کلاه سرشون نذارند؟
-راستی‌ آقای بختیاری ... بابا اگر ما قول بدیم عکس از بلاگت ندزدیم این "امیر ۱۰" که روش نوشتی‌ را یک خورده کوچیکش میکنی‌؟ عکسها خودشون کوچیکند ... کل عکس را هم که "امیر ۱۰" گرفته ... کجاشو ببینیم پس ...البته حق داری ... یک ذره کم و زیادش کنی‌ با فتوشاپ میشه افتاد به جونش ؛)
خوب، فکر می‌کنم به اندازه سهمیه امشبم دشمن برای خودم درست کردم ... اشکال نداره حد اقل شب راحت تر میخوابم ...